تبليغاتX
شمیم انتظار

شمیم انتظار

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست انجا که صفا هست در آن نور خدا هست

غمبارترین روز تاریخ

بسم رب المهدی

سلام برعاشقان حضرت بقیه الله اعظم(عج)

دریاى بى كرانه عواطف و احساسات پاك علی به موج آمد و باران اشك از دیدگان فرو بارید؛ همان گونه كه دست فاطمه در دستش بود، سر او را به سینه چسبانید تا شاید قلب طوفان زده اش ‍آرامش یابد و اقیانوس متلاطم وجودش به سكون و آرامش گراید؛ و هر ساعتى گریستند.

لحظات عجیبى بود. فرشتگان به گریه افتادند و زمین و زمان رنگ غم گرفت .

آن گاه امیرمؤمنان فرمود: گرامى همسرم ! فاطمه جان ! مادر پرفضیلت فرزندانم ، دخت پرشكوه پیامبر، با تو هستم !

با تو، جلوه نور، فروغ ابدیت ، دخت بهشت !

فاطمه جان ! دورى تو براى من سخت است و فراقت گران .

دوریت سوگ پیامبر را برایم تجدید مى كند،

محبوب دل پیامبر!

در مورد وصیت هایت مطمئن باش كه على مرد وفاست ؛ همه را به جان مى خرم ، گرچه دشوار باشد و على تنها. واختار امرك على امرى 

و آن گاه واپسین لحظات

و سرانجام ، آن لحظات آخرین از راه رسید، پرده هاى جهان مادى به كنار رفت ، و دروازه سراى جاودانه گشوده شد.

فرشتگان بال در بال در فرودگاه وحى و رسالت فرود آمدند و درهاى آسمان ها تا عرش خدا گشوده شد. بوى عطرآگین بهشت در فضا پیچید و به مشام جان رسید و باغ ها، بوستان ها و چشمه سارهاى آن در برابر بانوى سرفراز دو گیتى جلوه گر شد.

حوریان بهشت صف به صف براى استقبال و خوش آمدگویى ایستادند.

فرشته وحى فرود آمد،

روح تابناك محمد (صلى الله علیه و آله ) تجلى كرد، و آنگاه فرشته مرگ با ادب و تواضع بر درگاه خانه على (علیه السلام) و رویاروى فاطمه (علیها السلام ) ایستاد تا روح بلند و ملكوتى او را دریافت و به همراه دیگر فرشتگان به بهشت پرطراوت و پرشكوه خدا برد؛ از همان جایى كه آمده بود.

او كه دیدگان حق بین و نافذ خویش را كه بر روى این جهان بسته و بر جهان حقیقت گشوده بود، باز كرد و نگاهى پرمعناتر از همیشه به اطراف بسترش ‍ افكند و گفت : على جان ! آنچه را من دیدم شما نیز مى بینید؟ اینها ساكنان عالم بالا هستند و این فرشته وحى و او هم پدرم پیامبر است كه به من اشاره مى كند و مى فرماید: یا بینة اقدمى فما امامك خیر لك

" دخت فرزانه ام بیا! بیا آنچه براى تو مهیا و آماده است برایت بهتر است ."

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ساعت 18:37 توسط سجاد احمدی |


خداحافظ سال 90

بسم رب المهدي

سلام بر عاشقان آخرين منجي عالم بشريت

سال 90 هم دیگه داره نفس های آخرش رو میکشه این سال همانند دیگر سال ها خیلی زود گذشت وخب به طبع خوبی ها بدی ها کم وکاستی هایی هم داشت اما خوشا به حال آن کسایی که سال رو خوب شروع کردن خوب ادامه دادن وخوب هم دارن بدرقه میکنن حالا هم بد نیست یه ساعتی بنشینیم وبه سالی که گذشت فکر کنیم چقدر نسبت به سال های گذشته پیشرفت وپس رفت داشتیم چقدر به واجبات اهمیت دادیم وچقدر به راحتی تن به محرمات دادیم چقدر دل امام زمان علیه السلام روشاد کردیم وچقدر اشک آقا رو درآوردیم بد نیست این دم آخری یه محاسبه سرانگشتی از اعمال رو رفتارخود داشته باشیم تا خدا توفیقات ما رو زیاد کند ومارو قرین رحمت خاص قرار دهد.

چقدر خوبه سال رو با یه عمل خوب به پایان برسانیم به نظر من بخشش وگذشت از بدهای دیگران بهترین عمل آخرسال است ببخشیم تا خدا ببخشد وامام زمان علیه السلام مارو ببخشد وبیش از پیش برای ما طلب رحمت و آمرزش را از خدای منان خواستار باشد.

بیاید همه با هم در لحظات آغازین سال دعای فرج را برای سلامتی آخرین منجی عالم بشریت وتعجیل درفرجش زمزمه کنیم تا اینکه خدای منان حال را به بهترین نحو تغییر دهد.

دوستان عزیز این بنده ی حقیر رو از دعای خود محروم نفرمایند.  

 

اللهم عجل لولیک فی فرج مولانا صاحب العصروالزمان


+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ساعت 21:51 توسط سجاد احمدی |


یادی از امام غریب

بسم رب المهدي

سلام بر عاشقان آخرين منجي عالم بشريت

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
سلام آقا! یا صاحب عصر و الزمان
امروز این فرصتو پید اکردم که فقط و فقط برای تو بنویسم...
نمیدونم الآن کجایی! به چی فکر میکنی!
دلت از من شاد و راضیه؟!
آقاجون ! یه نظری هم به این بنده ی حقیر سراپا تقصیر بنداز!
خیلی وقتا از آدما و کاراشون که دلگیر میشم ,دلم میشکنه و ناخودآگاه صدات میزنم....یاصاحب الزمان...
آقا ی خوبم صدامو میشنوی؟دردمومیدونی؟دردم درد غفلت وجهله! دردنامهربانی وکینه ورزی آدما نسبت به همدیگست!
دردفراموشی!فراموشی خدا!
کاش زودتربیای 
بیای و بهمون یادآوری کنی که دلامو نرو به خدا نزدیکتر کنیم! بیای و 
یادمون بندازی که مخلوق خوبی باشیم وقدرخالقرو بدونیم! بیای و بایه نگاه معنی دارتو چشامون مارو از غفلت وخودخواهی و زشتی کارامون نجات بدی!
دلای خسته رو دریاب آقا!
دوستت دارم! مثل خدا! مثل مادرت زهرا(س)
منتظرتم
هرچندمیدونم منتظرواقعیت نیستم!
هرجاهستی سلامت باشی
به قول حافظ شیرازی:
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی وبه دل دوست دارمت
زنده باشی و سلامت
کناربرکه ی دلم نشستم و نیامدی
دوباره درسکوت خود شکستم و نیامدی
سوال کردم ازخدا نشان خانه ی تو را
سکوت کرد ودرسکوت شکستم و نیامدی
یاعلی
التماس دعا

اللهم عجل لولیک فی فرج مولانا صاحب العصروالزمان

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ساعت 19:57 توسط سجاد احمدی |


سلام بر تو ای غریب مدینه

بسم رب المهدي

سلام بر عاشقان آخرين منجي عالم بشريت

فرار رسیدن بیست و هشتم ماه صفر ، سالروز رحلت جان سوز نبی اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت مظلومانه ی سبط اکبر، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام (کریم اهل بیت) را به محضر شریف حضرت صاحب زمان (عج) و تمام مسلمین به خصوص شیعیان عزیز تسلیت عرض می کنم .

جلوه ی جنت ‏به چشم خاکیان دارد بقیع 

یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع

این مبارک بقعه را حاجت‏ به نور ماه نیست

در دل هر ذره خورشیدی نهان دارد بقیع

گرچه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

می‌توان گفت از گلاب گریه ی اهل نظر 

بی‌نهایت چشمه ی اشک روان دارد بقیع

بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را

قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع

در ماتم کریم اهل بیت(ع)

مهرت به کاینات برابر نمی شود

داغی زماتم تو فزونترنمی شود

از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود

سنگ است هر دلی که مکدّر نمی شود

ظلمی که بر تو رفت زبیداد اهل ظلم

بر صفحه خیال مصوّر نمی شود

تنها جنازه تو شد آماج تیرکین

یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود

بی بهره از فروغ ولای تو یا حسن

مشمول این حدیث پیمبر نمی شود

فرمود دیده ای که کند گریه بر حسن

آن دیده کور وارد محشر نمی شود

دارم امید بوسه قبر تو در بقیع

امّا چه می توان که میسرّ نمی شود

با این ستم که بر تو و بر مدفنت رسید

ویران چرا بنای ستمگر نمی شود

آن را چه دوستی است " موّید " که دیده اش

از خون دل ز داغ حسن، تر نمی شود

اللهم عجل لولیک فی فرج مولانا صاحب العصروالزمان

+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 15:7 توسط سجاد احمدی |


اي قتيل دشت غربت

بسم رب المهدي

سلام بر عاشقان آخرين منجي عالم بشريت

امام زمان ميفرمايد: اي حسين (ع) پس اگر روزگار آمدنم را به تاخير انداخت ومقدرات مرا از ياريت بازداشت وبا آنان كه با تو جنگ ميكردند نجنگيدم وبا كساني كه با  تو دشمني كردند دشمني نكردم پس همانا صبح وشب برايت ناله  و ندبه ميكنم وبه جاي اشك برايت خون گريه ميكنم(بحار ج۱۱۰ص ۲۲۷)

اين شهر تقديم به همه ي عاشقان حضرت سيدالشهدا (ع)

 

خالق عشق و محبت یا حسین
ای قتیل دشت غربت یا حسین

ای گل صحرا نبرد فاطمه
ای صفای آل عصمت یا حسین

ای که جانت سوخت از لب تشنگی
ای فدای کام خشگت یا حسین

آن قدر سوز عطش بالا گرفت
تا که شد بی نور چشمت یا حسین

تشنه ام تشنه ترم کن بر غمت
یا بمیرم یا شهادت یا حسین

یکشبه راه مرا کوتاه کن
با نگاهی از محبت یا حسین

دوست دارم پیشت آیم لحظه ای
تا نمایم با تو صحبت یا حسین

اللهم عجل لولیک فی فرج مولانا صاحب العصروالزمان

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390 ساعت 14:33 توسط سجاد احمدی |


باز اين چه شورش است كه در خلق آدم است

بسم رب المهدي

سلام بر عاشقان حضرت بقيه الله اعظم(عج)

محرم می آید؛ مثل پرنده ای غریب، از التهاب خاکستری آسمان.

ماه سرخ بلوغ؛ ماهی که در آن، عشق آفریده شد و مردانگی و شرف در عطش معنا گرفت.

ماهی که هیچ واژه ای گنجایش اندوه بی کرانه ی آن را ندارد؛ ماهی که هر ساله، خون خدا را بر آسمان دنیا می پاشد تا ابرهای روزمره، سرخی آفتاب را نپوشاند.

محرم، ماه فریاد، ماه بیداری و پایداری است؛ ماهی که تمام تاریخ، وام دار یک نیم روز آن است.

ماهی که خاک و خون، آتش و عطش و مشک و تیر، رازهای سر به مهر آنند.

ماهی که هفتاد و دو آیه ی سرخ، بر صحیفه ی دل ها نازل شد و هفتاد و دو کهکشان، در مدار هستی قرار گرفت.

ماهی که دست می افتاد و پر و بال می رویید.

ماهی که هر ساله انتظار من و تو را می کشد.

محرّم، فصل مَحرم شدن با خوبی هاست؛ فصل فشردن دست هایی که در کنار فرات، رویید؛ فصل عاشقی کردن.

سال هاست که محرم سیاه پوش است و سینه ها از سوگ، در جوش و خروش.

سال هاست که کربلا، روزهای سردمان را گرما می دهد و بر شب های سیاه مان نور می پاشد.

کیست که آزاده باشد و محرم را به سوگ ننشیند؟

کیست که سوار بر راهوار اشک، به مهمانی عاشوراییان برود و شیفته برنگردد؟

کیست که در سفینه ی نجات وارد شود و در موج های هوس غرق گردد؟

کیست که حسین را چراغ راهش کند و در بیراهه های پر پیچ و خم، گم شود؟

کیست که گوش جان بسپارد و نام تو را در هیاهوی فرات نشنود؟

نمی دانم این چه رازی است که محرم، ماه آغازین سال است، شاید سرّ آن در این باشد که عزت، در گرو قیام و جهاد است و حیات، در سایه ی خون.

اللهم عجل لولیک فی فرج مولانا صاحب العصروالزمان


 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ساعت 18:48 توسط سجاد احمدی |


خوش امدي رهبرم

بسم رب المهدی (عج)

سلام بر عاشقان آخرين منجي عالم بشريت

بلاخره انتظار چندين ساله به پايان رسيد اقا جان منت بر سر ما نهادي و باآمدن خود دلهاي چندين هزار مردم كرمانشاه را شاد نمودي  خوش امدي اي قافله سالار ما خوش امدي اي ولي امر مسلمين جهان خوش امدي اي رهبر تمام مسلمانها لب تر كني جانهاي ناقابل خود را فداي تو خواهيم كرد بسيار مسروريم ومشعوف كه توانستيم بار ديگر تو را زيارت كنيم خاك پاي تو سرمه ي چشم هاي همه ي ما مردم كرمانشاه هست.

حديثي نوراني از مولا اميرالمومنين كه رهبر عظيم الشان اسلام در جمع علما وروحانيون بيان كردن براي شما دراين پست قرار ميدهم باشد كه عامل به اين احاديث باشيم.

مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَليَبدَأ بِتَعليمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعليمِ غَيرِهِ وَليَكُن تَديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبلَ تَديبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالجلالِ مِن مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِم؛

كسى كه خود را پيشواى مردم قرار داده، بايد پيش از آموزش ديگران، خود را آموزش دهد و پيش از آن‏كه ديگران را با زبان، ادب بياموزد، باكردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادب‏آموز خود بيش از آموزگار و ادب‏آموز مردم، شايسته تجليل است.

ديدار رهبر عظيم الشان اسلام باعلما و روحانيون كرمانشاه به روايت تصوير

  ما همه سرباز تواييم خامنه اي                      گوش به فرمان تواييم خامنه اي

   حزب فقط حزب علي                                          رهبر فقط سيد علي

   خدايا تا ظهور دولت يار                              گل پيغمبر ما را نگهدار

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ساعت 22:6 توسط سجاد احمدی |


براي او مي نويسم

بسم رب المهدی (عج)

سلام بر عاشقان آخرين منجي عالم بشريت

...و سپیده صبح لبخند می زند و کلمات "عهد" در جانم می نشیند...

...اللهم ربّ النّور العظیم...

می نشینی ...چانه ام می لزرد و سرا پرده ی جانم به اشک آراسته می شود!

چشمانت پر از لبخند می شود..."در خانه ام همیشه به رویت باز است"...

می دانی چه بگویی که با کلماتت آتش به جانم بریزی!...

دامی بس بزرگ از تعلقات واهی...و من گرفتار این دام!

دست دراز می کنی و من تمام اندوهم را به امانت به تو می دهم!

عطر حضورت فضا را آکنده است واینک...

"که باز بر سر دلدادگیت هم عهدیم*** قسم به عشق کزین راه بر نمیگردیم"

می گویم : اگر باورم نمی کنی فقط بگذار بخواهمت...حتی اگر سخنی نگویی با دل آشفته ام!

می گویی: شیعگی فراموشت شده...در عشق در جا میزنی!

میگویم: " فهل یرحم الذلیل الّا العزیز؟!"

مرا می نگری و من چشمانی می یابم خونین از خودخواهی های من...از بی وفاییهای من!

...اما باز هم لبخند می زنی...

میگویم:

اللهم بلّغ مولانا الامام الهادی المهدی...

دوباره سکوت و دوباره نگاه!...

می گویم : یادت هست گفته بودم:

"گر به سر منزل سلمی رسی ای باد صبا*** چشم دارم که سلامی برسانی زمنش!"

نگاهم می کنی،

می گویی:"خدا ما و شما ر ااز فتنه ها به سلامت دارد و روح یقین را به ما و شما موهبت کند و از سوءعاقبتمان پناه بخشد!"

آه چه می کنی با این قلب آشفته ام؟!...

...اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه...

و من غرق غفلتم!

اینک این من و این ندای دل شکستگی ام....

فالعفو، فالعفو، فالعفو،...سیّدی،سیّدی،سیّدی...

سکوت می کنی !...و سکوتت شرر به جانم می زند!

جوابم را بده...لب از لب بردار و ندای ملکوتی ات را در جانم بنشان...

...به خدا خسته ام ...خودت گفتی:"در خانه ام به رویت باز است"...

میدانم، نامهربانی کرده ام...اما اینک که آمده ام و لجوجانه کلون باب تو را می کوبم

یک بار دیگر نگاهم کن...

جگرم را به آتش بکش...

سر تا پایم را بسوزان...اما لب از لب بگشا!

نگاهم می کنی با هزاران هزار حرف در چشمانت:

"هل علمتم ما فعلتم بیوسف؟"

میگویم :" العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان!"

می روی اما زمزمه هایت را می شنوم:

صبر کن چشم دلت نیل شود،می آیم*******شعر من حضرت هابیل شود، می آیم

سرزمین دلتان بتکده شد پس حالا*******آسمان غرق ابابیل شود، می آیم

قول دادم که بیایم، به خدا حرفی نیست******دل به آیینه که تبدیل شود، می آیم

...نگاهم تو را بدرقه می کند که مرا به میقات طور برده ای و به یادم آوری که آلوده ام، اما تو هنوز هم در قنوت وِترت دعایم می کنی....

...با تو هم پیمان می شوم و می گویم:

"اللهم عجّل لولیک الفرج"

+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390 ساعت 13:33 توسط سجاد احمدی |


غربت امام عصر(عج)

بسم رب المهدي

سلام عاشقان عيدتان مبارك

ابتدا يه مطلب مهم براتون بگم بعد مطلب بعدي رو بخونيد

مطلب مهم اينه كه ايت الله وحيد خراساني فرموده اند اعمال زير را درشب نيمه شعبان انجام دهيد وديگران رو هم اگاه كنيد درصورت عدم اهتمام در اگاه كردن ديگران روز قيامت براي شما يوم الحسرت خواهد بود ابتدا قرائت سوره ياسين وهديه ي ان به امام زمان دوم قرائت زيارت ال ياسين سوم دعاي فرج راس ساعت 11شب

آقای من!
مولای غریب و تنهای من!
پدر مهربان اهل عالم!
می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
… از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ (1) از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعیدمی کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟
… از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی … العفو … العفو!

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ساعت 15:48 توسط سجاد احمدی |


امام حسين (ع) در قرآن

بسم رب المهدی  

سلام بر منتظران حضرت بقيه الله اعظم(عج) 

چرا سوره فجر را سوره امام حسین ( ع ) نامیده اند ؟

معرفی این سوره به عنوان سوره امام حسین به خاطر این است که مصداق بارز نفس مطمئنه ‌ای است که در آخرین آیات سوره آمده است. امام صادق ( ع ) به اصحاب خود فرمود: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کنید که این سوره به حضرت امام حسین اختصاص دارد... مقصود از نفس مطمئنه آن حضرت و شیعیان او است ».
در توجیه و تحلیل تطبیق سوره مذکور بر امام(ع) گفته شده است: «ائمه معصومین(علیهم السلام) از این جهت این سوره را سوره حسین نامیده اند که قیام و شهادت آن حضرت درتاریکی طغیان مانند طلوع فجر، منشا حیات و حرکت گردید. خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنه آنها با فرمان «ارجعی» و با خشنودی به سوی پروردگار شتافت ... تا از این الهام و جوشش، نور حق در میان تاریکی‌ها بدرخشد و راه حیات با عزت باز شود و پایه های ظلم و طغیان بی پایه گردد و طاغیان را دچار خشم و نفرین کند البته در این سوره آیه «و لیالی عشر» است که باز به آن حضرت مرتبط است.
حضرت صادق فرمود: «الفجر هو القائم و لیال عشر الائمة من الحسن الی الحسن و الشفع امیرالمؤمنین و فاطمه ( ع ) و الوتر هو الله وحده لاشریک له ؛ مراد از فجر وجود مقدس حضرت قائم(ع) و «لیالی عشر» امامان از امام حسن مجتبی(ع) تا امام عسکری(ع)‌اند و شفع امیرمؤمنان و حضرت فاطمه(ع) می‌باشد و مراد از وتر خداوند یکتا است

اللهم عجل لولیک فی فرج مولانا صاحب العصروالزمان

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 22:39 توسط سجاد احمدی |